مــی گــویــنــد :
” خــوش بــه حــالــت !
از وقــتــی کــه رفــتــه حــتــی خـــم بــه ابــرو نــیــاوردی … ! ”
نــمـی دانــنــد
بــعــضــی دردهــآ
کــمــر خــم مــی کــنــنــد ، نــه ابـــرو !
مــی گــویــنــد :
” خــوش بــه حــالــت !
از وقــتــی کــه رفــتــه حــتــی خـــم بــه ابــرو نــیــاوردی … ! ”
نــمـی دانــنــد
بــعــضــی دردهــآ
کــمــر خــم مــی کــنــنــد ، نــه ابـــرو !
باید به بعضیا گفت:
رفتی؟
فقط ازکنار برو قاطی آدما نشی
*******************************************
پای یه "علف هرز"هر قدرهم آب و کود بریزیواست میوه نمیاره
دقت کن برای کی یا چی وقت میزاری.
********************************************
چه حماقتی!
مرایاد نمیکند ومن باز میخواهمش....
چه غرور بی غیرتی دارم من...!
بغض اسیر درگلو بشکن بیا فریاد کن....
ازغصه و درد درون امشب بیا بیداد کن....
تاکی اسارت بایدت درخود شکستن بایدت.....
چشمان خشکم رابیا این بارهم امداد کن.....
آمال ها برباد رفت تنها توماندی پیش من....
حرف اسیر در دلم بار دگر آزاد کن....
بشکن تو امشب بغض من گر نیست شکستن کار تو....
یادی تو از قصه ی عشق تیشه ی آن فرهاد کن....
گرنیست تو را آزادی از بند گلو ای جان....
از هرچه غمدیده ست امشب تو مرا یادکن....
درد درون بسیار هست بشکستن آن کار توست...
بشکن تو این بارو دگر درد درون برباد کن....
بشکن تو امشب بغض من از تو تمنا میکنم...
چشمم به اشک خیس کن قلب مرا دلشاد کن....................
مهم نیست ڪه دیگر بآشـے یآ نه...
مهم نیست ڪه دیگر دوسم دآشته بآشـے یآ نه
مهم نیست ڪه دیگر مرآ به خآطر بیآورے یآ نه
مهم نیست ڪه دیگر تورآ بآ دیگرے میبینم یآ نه
مهم اینست ڪه زمآنے که تنهآ میشوے ....
زمــآنـے ڪه دلت گرفت چگونه و با چه رویـے
سر به آسماטּ بلند میڪنـے و میگویـے :
خدآیا مـטּ ڪه گنآهـے نڪردم ... پس چه شد
